من از این روزها می ترسم

حداقل برای دو ماه آینده باید هفته ای چند ساعت یک آدم جالب را تجربه کنم ، چند ماهی ست که دورا دور می شناسم اش ، اما خب ، چند هفته ای ست که همراه با یک گروه هفته ای چند ساعت کار و برنامه داریم.

بعضی وقت ها نه حرف هایی که در نبود یک فرد گفته می شود ، که حالت های روحی و روانی ، بحث ها و صحبت هایش باعث می شود خیلی بیشتر در موردش مطمئن شویم.

جدا از بحث های خاله زنکی ، برایم خیلی جالب است که بدانم بعضی از مردها چطور به درجاتی از رذالت می رسند ( گرچه این رذالت هم برای خودش تعریفی دارد) اما خب برایم جالب است که بیشتر روی حرف ها و رفتار این آدم ها کار و فکر کنم ، حالا چه فایده ای دارد ، می شود گذاشت به حساب بحث های خاله زنکی یا خیلی خوشبینانه تر جامعه شناسی خودمانی گروه های کوچک اجتماعی که در تعامل مستقیم با آن ها هستیم.

جالب این جاست که کار با این آدم ِجالب از یک طرف خیلی خوب و مفرح است و توانایی های زیادی در اداره یک گروه برای انجام کاری را دارد و از یک طرف رفتارش، حرف هایش و نوع نگاهش آزارم می دهد.

——————————————————

پ.ن: خدا به خیر کند وضع مارا

ایضن پ.ن: یعنی آخرش چه می شود؟ این روزها وقتی می بینم همه چیز دارد بدتر می شود می ترسم

ایضن ایضن پ.ن: پیری بد است اگر خرفتی هم همراهش باشد

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: