موهامو می پیچونم دور سرم ، می چرخم و می چرخم و تموم نمیشه…

هوا داغ و شرجی هست. گاهی وقتا سرمای مصنوعی «ایرکاندیشنر » در حالی که خیلی خوب و دلچسب و آرام کننده هست ، اعصاب رو خورد می کن. اینقدر سرده که موهام رو باز می ذارم تا گردنم یخ نزنه، نه… اینطوری نمیشه، باید داغی و رطوبت هوا بخوره تو صورتم تا حالم جا بیاد. پا می شم و می رم پنجره اتاق رو تا آخر باز می کنم ، یه دفه یه موج هوای گرم میاد می خوره تو صورت، انگار از فریز در اومده باشم ، تنم گرم میشه. دوست دارم. این داغی مرداد رو کنار دریا و روی ساحل داغ دوست دارم.

حالا دیگه نمیشه این موها رو همینطوری آزاد گذاشت ، چون می چسبه به گردن، گیره رو بر می دارم و موهامو می پیچونم ، جمع می کنم و پشت سرم سفتش می کنم. چقدر خوبه، حالا این داغی میاد و خیسی تنم رو می بره و خنک می شم.

چقدر این گرما برام لذتبخشه.

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »