برای " مددی " داد بزن ، تالاب را خفه کن اما….





برای » مددی » داد بزن ، تالاب را خفه کن اما….

مساله تالاب انزلی و گذراندن این کنار گذر لعنتی که نمی دانم 500 متر زیادترش چه تاثیری روی این همه هزینه هایی که این دولت به باد می دهد دارد بد جوری این دو-سه روزه ذهنم را درگیر کرده و از همه مهم تر اینکه تمام این چند روز که این خبر منتشر شد ، همه ، چه سیاسی و غیر سیاسی و حتی بقال محل فیلم آقای مددی را گیر آورده اند و نگاه کرده اند و هزاران صفحه ی اینترنتی را به این اراجیفی که کم در مملکت اتفاق نمی افتد و تقریبا عادی ست اختصاص داده اند، دریغ از تالابی که این روز ها دارد آخرین نفس هایش را می کشد. نمی دانم برای این همه تصمیماتی غلطی که در دولت گرفته می شود باید چه کسی را سرزنش کرد ؟ یک رئیس جمهور؟ یک وزیر ؟ یک نماینده؟ نه ..مشکل فراتر از این حرف هاست ، این مجموعه درست فکر کردن و منطقی اندیشیدن را فراموش کرده است، این همه 50-60 اقتصاد دان آمدند و یکی دو سال پیش از برنامه های اقتصادی غلط دولت گفتند ، دولت هم این بیچاره ها را طوری زیر و رو کرد که به قبر پدران شان بخندند ، اما امروز می بینیم این باتلاق اقتصادی کشور که همه را دارد غرق می کند انگار ره نجاتی برای آن نیست ، اگر هم باشد در راستای تصمیمات غلط و خودخواه ها کسی به آن نگاهی نمی اندازد.


نمی دانم من به عنوان یک فرد از این جامعه ، از این کشور و از این دنیا چقدر می توانم خودم را صاحب محیط زیستی بدانم که به اندازه حیاط بشر طول عمر دارد و سن و سال، اما انگار دولت ،بدون در نظر گرفتن چیزی ، خودش را نه تنها صاحب جان و مال و محیط و زیست و همه ی دنیا می داند ، که حتی حاضر نیست گوش به حرف بدهد و کاری را درست پیش ببرد با این کار حق کسانی را که سال های آینده در این مملکت زندگی خواهند کرد ( البته اگر جایی برای زندگی باقی بماند) پایمال می کنند.


می توانم آن روز هایی را مجسم کنم که کتاب های تاریخ نوادگان ما پر شده از درس هایی که در آن ها به خطا در نحوه زندگی ما پرداخته شدن و احتمالا چقدر به ما بد و بیراه خواهند گفت به خاطر این همه بی دقتی و بی مبالاتی.


نمی دام نه نوشتن از نفع و اهمیت تالاب دیگر فایده ای دارد ، نه انتقاد سازنده ، حتی بد و بیراه هم فایده ندارد، باید دست مان را بزنیم زیر چانه و نگاه کنیم.


اما چقدر خوب بود ، همانطور که ما این همه به خاطر مساله دانشگاه زنجان هیاهو راه انداختیم تا احقاق حق کنیم ، کمی هم برای این مساله زیست محیطی حرف می زدیم و می نوشتیم و دغدغه داشتیم.


كميسيون زيربنايي دولت تصويب كرد؛

عبور جاده از داخل تالا‌ب بين‌المللي انزلي – مژگان جمشيدي




نوشته شده در Uncategorized. 5 Comments »

دریا را ببین

حس خوبی بود…! یک روز آفتابی و ناب، آخرین نقطه موج شکن و پاهای معلق تو وقتی نشسته بودی توی آب و هوا تاب می خورد و قلب معلق من که در آسمان می چرخید و بوسه های مرغ های دریایی را جمع می کرد و روی لب های تو می نشاند.

مثل همیشه شور عجیب من ، همان قلقلک دوست داشتنی نگاه تو، که دریا را ذره ذره می ریخت توی لحظات مان و شعر هایی که برایت می خواندم و دست هایی که می فشردم تا ضربان موج را به خاطرم بیاورد تمام شعر های دلتنگی ام را برایت خواندم ، در خلوت دو نفره خودمان ، در خلوت ساده خودمان دور از تمام بدی ها و سختی های این دنیای بزرگ و باز تجربه تنهایی من و تو.

شعر هایم را برایت خواندم و گوش دادی ، چشمانت را بستی تا دریای چشمانت را نبینم ، با سر انگشتان همیشه سردم روی گرمای همیشگی دستانت یک دنیا مهربانی کشیدم ، یک دنیا عشق ، چشمانت را که گشودی ، دریا قطره شد و دوید روی گونه هایت ، سر خورد روی دستم ، معلق شد میان آسمان ودریا ، در آغوش دریا خفت.

نوشته شده در Uncategorized. Leave a Comment »