سطر های مان را می شمارم

چه داغی بر دل من می گذارد

سطر های در هم تنیده خاطراتت

من از سر خط شروع می شوم

توی خط ها می رقصم

لابه لای سطر ها

به سجده می روم

به شکر

برایت گل می خرم

بوسه می چینم روی حرف هایت

چشم هایت را رنگ میکنم

آبی ، آبی ، آرامش

صورتی هایم را از سبکی خط ها آویزان می کنم

و پرنده ام را روی شانه کلمات ات می نشانم


نگاهم را به ابتدای خط می دوزم

پایان خط را نقطه باران می کنم

شادی هایم را به انتهای هیچ صفحه ای نمی رسانم


چه اشکی بر چشم هایم می گذارد

سطر های در هم تنیده خاطرات سبز من و تو

توبه ام چرا در هیچ سطری

در هیچ صفحه ای جا نمی شود

نوشته شده در Uncategorized. 1 Comment »

با من برقص

زندگی با من برقص

این دنیا موسیقی مرا بلعیده

و رنگ صورتی ملایمی را بر گونه هایم کشیده

زندگی

انگشتانت را میان انگشتانم بچرخان

با من برقص

روشنایی موسیقی را از حجم بی نهایت ات عبور ده

بگذار چمن ها

زیر گام هایت

زیر حجم بی نهایت ات نفس بکشند

و شبنم ها بدانند

در عبور نور و موسیقی و تو

دنیای شاد من زاییده می شود

بر بال های یک پرستو

زندگی با من برقص

الفبای ات را کودکان من

کودکانه

با صدایی سرشار از موسیقی محزون باد

هجی می کنند

با من برقص

زندگی را تکرار کن

در عبور سیال نوار های رنگین هستی

از میانه قله ها و دره ها

بر رود

بیارام

زندگی

به دست هایم نگاه کن

انگشتان ات را روی لب هایم بکش

نوشته شده در Uncategorized. 2 Comments »