1


امروز خستگی عجیبی توی چشمانم بود ، روی شانه هایم ، حتی روی بند بند انگشتانم شاید روی نوک ناخن پایم ، آنقدر این خستگی سنگین بود که تا 11 صبح یا بهتر بگویم ظهر توی رختخواب نگه ام داشت.
امروز امتحان تعیین سطح کانون زبان داشتم ، و کانون زبان مثل همیشه یک استرس عجیب در من ایجاد می کرد . خیلی خیلی به حرف های دیروز فکر کردم، اما خوب وقتی چیزی واضح است دیگر نیازی به فکر کردن نیست.

کلی در مورد تفاوت های «فوتوریسم » ** و «کوبیسم » البته در نقاشی از «سیاوش یحیی زاده » پرسیدم و خوب تقریبا جالب بود ، چون تعریفاتی که من از » فوتوریسم » خوانده ام زیاد خوب و روشن کننده مفهوم نبود.

امروز کلی شیطنت کردم ، کلی هم پیاده با یک روح دوست داشتنی توی خیابان راه رفتم ، یک روح خوب و کچل.

این روز ها یک حسی به من می کوشید که روحم کم کم دارد از تنم جدا می شود ، نمی دانم چرا ، اما گاهی وقت ها یک چیزی که تنها می توانم اسم روح را رویش بگذارم ، از من جلوتر راه می رود ، توی خیابان ، کوچه ، همه جا همه جا!

از چیزی به عنوان نگهبانی دانشگاه حالم به هم می خورد ! امروز مرتیکه دراز دیلاق یک دفعه جلوی من سبز شد و با لبخندی که تنها از نهاد یک مرد کثیف بر می آید گفت: » برای چه آمدی دانشگاه؟! «

فعلا بین یک عالم کاموا بنفش و صورتی و ارغوانی رنگ گم شده ام! 3 تا کلاف کاموا رنگی را دور سر و کله ام پیچانده اند…

** این جنبش از نظر تاثیر در جایگاه بعد از کوبیسم قرار داشت. این جنبش که بنیانگذار آن » فیلیپو مارینتی » Fillippo Marinetti است، حمله ای خشمگینانه و تحریک آمیز علیه سنگینی سنت بود که ایتالیا را به عصر جدید فرا می خواند. برای آنها تجدد به معنای ماشین و تکنولوژی بود. «مارینتی » در اولین بیانیه 1909 فوتوریست ها چنین نوشت :» یک اتومبیل پر سر و صدا که ظاهرا سوار بر گلوله های توپ است، از مجسمه ویکتوری زیباتر است.» تحرک، اصل غالب هنری بود که در پی نشان دادن سرعت، حرکت و احساسات زندگی مدرن بود. در هر حال، طبق نظریه آنها هنر بی تحرک به مثابه یک اثر هنری ناقص به شمار می رفت.
تاثیر فوتوریسم عمدتا در قلمرو نظریات بود و تصویر آن از هنر و جامعه دگرگون شده با ماشین در سراسر اروپا پراکنده و شناخته شده بود. «جینو روسینی » Gino Severini رابطه مهمی بین فوتوریسم و کوبیسم ایجاد کرد.

نوشته شده در Uncategorized. 2 Comments »